الشيخ رسول جعفريان
1141
رسائل حجابيه (فارسى)
بالابردن ارزش عللى كه قبلا ذكر كرديم كموبيش مورد استفادهء مخالفان پوشيدگى زن قرار گرفته است . به عقيدهء ما يك علت اساسى در كار است كه مورد غفلت واقع شده است . به عقيدهء ما ريشهء اجتماعى پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت ، يا ميل مرد به استثمار زن ، يا حسادت مرد ، يا عدم امنيت اجتماعى ، يا عادت زنانگى نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينها جستجو كرد . ريشهء اين پديده را در يك تدبير ماهرانهء غريزى خود زن بايد جستجو كرد . بهطور كلى بحثى است دربارهء ريشهء اخلاق جنسى زن از قبيل حيا و عفاف ، و از آن جمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد . در اينجا نظرياتى ابراز شده است . دقيقترين آنها اين است كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيرى است كه خود زن با يك نوع الهام براى گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است . زن ، با هوش فطرى و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمى نمىتواند با مرد برابرى كند و اگر بخواهد در ميدان زندگى با مرد پنجه نرم كند از عهدهء زور بازوى مرد برنمىآيد ، و از طرف ديگر نقطهء ضعف مرد را در همان نيازى يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيّت و مطلوبيّت قرار داده است . در طبيعت ، جنس نر گيرنده و دنبالكننده آفريده شده است . به قول ويل دورانت : آداب جفتجويى عبارت است از حمله براى تصرف در مردان ، و عقبنشينى براى دلبرى و فريبندگى در زنان . . . مرد طبعا جنگى و حيوان شكارى است ، عملش مثبت و تهاجمى است . زن براى مرد همچون جايزهاى است كه بايد آن را بربايد . وقتى كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطهء ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زيور و خودآرايى و تجمل شد كه از آن راه قلب مرد را تصاحب كند ، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد . دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد . ويل دورانت مىگويد : حيا امر غريزى نيست بلكه اكتسابى است . زنان دريافتند كه دست و دلبازى مايهء طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند . ويل دورانت مىگويد : خوددارى از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح براى شكار مردان